كدوم رو نجات ميدي؟


بعضی وقتاتوی دلم هزارکلمه وجمله میسازم ولی وقتی میخوام
بنویسم همشونو فراموش میکنم
نمیدونم ولی امشب دلم خیلی گرفته
بااین فرق که ازخودم دلگیرم نه از کسی...
گاهی وقتا بایدنشست ویه نفس عمیق کشید
و آروم گوشه دلت بگی:
خدایااا ... سخته امتحانایی که ازم میگیری.
من ظرفیتم اینقدرانیست و زودکم میارم.
خودت میگی کمکم میکنی ولی هرچی اطرافمو
نگاه میکنم کسی نیست.
تو نیستی پس مجبورم ازکسی مثل خودم کمک بگیرم
کسی که ازجنس خودم باشه ودرک کنه ظرفیت یه آدم چقدره
ظاهرش نشون میده درکم کرده ولی دلش نه ...
هرکسی اومد سمتم ازیه سمت دیگه رفت.
یه قسمت ازم برداشت واسه خودش.
لال بودم و نتونستم بگم توام یه قسمت ازخودتوبهم بده.
الان هیچی از منودلم نمونده
تا حالا شده در اتاقت رو ببندی ...
همه چراغ ها رو خاموش کنی ؟
بری پتو رو بکشی رو سرت !
چشاتو اون زیر باز کنی ..
صدای نفساتو بشنوی ...
تیک تیک ساعت ، پتک بشه تو مغزت ؟
سیاهی ببینی ...
تنهایی ببینی ...
گریه ات بگیره ...
هق هقات رو قورت بدی ؟
تا کسی نشنوه صداشو ...
بعد بفهمی چقدر تنهایی ؟
چقدر بی کسی ...
بفهمی هیچی نیستی ...
نه نشده !
معلومه که نشده !!!
خدا کنه هیچ وقت دلت نشکنه ...
و گرنه میشی یکی شبیه من !
خیلی حرفاداشتم ولی چشام دارن به جای من
همشون مینویسن.
باقطره هایی از جنس خودم.
همیشه موقع خداحافظی گریم گرفته دوس نداشتم برم ولی مجبورم......
مثله همه کارایی که دوس نداشتم بکنم ولی مجبور شدم....
هرچن وقت یه بار میام شاید دیر ولی میام و بهتون سر میزنم.....
بچه ها واسه شادی دلم یه فاتحه بخونید
من دیگه دل ندارم........
نقطه پایان دلم
خــــدا نـگــهــــــــدار.....
تو این بارون تنهایی دارم میرم خداحافظ
شده این قصه تقدیرم چه دلگیرم خداحافظ
پایان نامه: يادتون باشه اما، من آدمِ نرفتنم، آدمِ دوست موندن. يا اصلن آدمِ دير رفتنم، خيلی دير. اما وقتی برم ديگه آدم برگشتن نيستم. آدم مثل قبل شدن نيستم. فی الحال من مرد رفتنم و هرگز نديده ام کسي رفتن را بلد باشد و بماند

آدم گاهی تهی می شود...
خالی می شود…!
دلش یک گوش می خواهد که فقط برایش حرف بزند….غُر بزند…
دلش می خواهد….زیر دوش آب ریز ریز برای خودش اشک بریزد…
دلش می خواهد….زیر باران ساعت ها قدم بزند و خیس شود…
دلش می خواهد….برود….ولی نرسد….!!
دلش می خواهد….فقط به صدای باران گوش دهد…
دلش می خواهد….ساعت ها بخار دهانش را نگاه کند…
دلش می خواهد….چشمانش را ببندد….به هیچ چیز فکر نکند..
دلش می خواهد….خودش را لوس کند…!
دلش یه آغوش اَمن می خواهد…!!!!

يكي از لذت هايي كه هنوزم هست...!
يكي از لذت هایی كه تا آخرش مي مونه،اينه كه:
با چشماي اشكي...
زل بزني به عكسي كه صد بار پارَش كردي ولي دوباره با گريه و پشيموني تكه هاش رو بهم چسبوندي...
با حسرت...
با يه حسرت دخترونه...
نگاه كني به عكسش...
نگاه كني به بازوهاي مردونش...
ياد روزايي بيوفتي كه بهشت،دستاي اون بود!
دختر كه باشي...
حتي نگاه كردن به دست هاي بزرگ و مردونش ميشه آرزوت...!!
میدانی؟
گاهـی مغرورترین و سنگ دل ترین
ادم دنیا هم که باشی
یک لحظـــه ،یک آن ،
یاد کســی روی قفسه ی سینه ات
سنگینی میکند...
آن لحظه به طور کاملا" غریزی ،
نفس عمیقی میکشی
تا سنگ کپ نکنی ،
به طور کاملا" غـریزی .......

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی...
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!! 
ازدستش عصبانی هستی
هرچی باهات حرف میزنه خودتو به نشنیدن میزنی
بعد صدات میکنه چندین بار
نگاهش نمی کنی فقط بهش میگی که باهاش قهری
بلند میشه ازپشت بغلت میکنه توچشمات نگاه میکنه اولش خیلی جدی اما وسطاش خندش میگیره و میگه
توغلط میکنی بامن قهرکنی
ازلحن صداش خندت میگیره
همین برای خوشبخت بودن کافیه اینکه بهت نشون میده طاقت نداره صداتو نشنوه
خاطراتت صف کشیده اند!
یکی پس از دیگری …
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند!
و من …
فرار می کنم از فکر کردن به تو....
مثل رد کردن آهنگی که …
خیلی دوستش دارم خیلی....!
بعضي وقتا دارم كم كم باخودم كنار ميام كه اون واسه هميشه رفته...
تامياد حالم خوب شه ...
بارون ميگيره و هوا دونفره ميشه...
دوباره روز از نو و دوباره حال منه احساساتي از نو...
خاطره هاي دونفره يادم مياد...
لامصب يه خاطرهايي هستن كه نفس ادمو بدجور بند مياره...
اصلا انگار حال خوب به ما نيومده...!!!
هی کـــافه چی!
دستور بده سیگار بیاورند مشروب و پاسور هـــم
و مردهـای هرز را
دور میز من جمع کن!
بگو بنوازند…
شاید غیرتی شد و برگشت!!
چه حس خوبیه:
وقتی باعشقت قهرمیکنی وبرخلاف میلت میگی
دیگه دوست ندارم.نمی خوامت
این جمله رو بشنوی:
چه بخوای.چه نخوای.مال منی!!
ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ,
ﺑﭽﻢ ﺍﺯﻡ ﺑﭙﺮﺳﻪ:
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻭﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﯽ ﺑـﻮﺩﯼ ؟!!
ﻭ ﻣـﻦ ﺍﺳﻢ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﮕﻢ...
ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ نیست....!!
لغت نامه هاى دنیا را باید آتش زد
جلوى واژه ى نبودن نوشته اند :“عدم حضور شخصى یا چیزى”
همین !
چقدر نبودن تو را ساده فرض مى کنند؟!
سر میز شام یادت که می افتم بغض میکنم
اشک در چشمانم حلقه میزند همه متعجب نگاهم میکنند…!!!
لبخند میزنم و میگویم : چقدر داغ بود...!!!
میسپارمت به خدا...
خدایی که هیچ وقت نخواست تو را به من
بسپارد...!!

نبار باران....
عاشقانه اش نکن...
من و او دیگر ما نمیشویم.........!!

دنيای ما دختــــرا:



می خواهد كه بماند
كه دوباره بخواهد
كه دوباره خواسته شود
وگرنه رفتن را كه بلد است

انقدر مرا از رفتنت نترسان
قرار نیست تا ابد با هم بمانیم روزی همه رفتنی اند
ماندن به پای کسی معرفت میخواهد نه بهانه
بلند میگویم : رفتی به درررررک ؛
لیاقت ماندن نداشتی

دلتنگي یعني :
دقيقه به دقیقه گوشیتو چک کني
و
وانمود كني داري ساعتتو مي بیني
وسط دعوا
یه جمله هســت كه
میتونه داستان رو عوض كنه... !!؟
حرف نزن بیا بغلم ؟
میدوني چي بیشتر از همه آدمو داغون میكنه :
این كه هر كاري در توانت هست براش انجام بـدي،
آخرش برگرده بگه:
مگه من ازت خواستم


دلتنگ که باشی ، آدم دیگری مي شوي...
خشن تر...عصبیتر...کلافـه تر و تلخ تر
و جالبتر اینکه ، با اطرافيان هم کـاری نداري....
همـه ش را نگه میداري و دقیقا سرِ کسی خالی میکنی ، که " دلتنگ ش " هستی... 
كاش ایرانسل یه خدماتي داشت که اس ميداد به طرفت و مي گفت:
مشترک گرامي شماره ي فلان دلـش تنگ شده بود مي خواست بهت زنگ بزنه
اما یاد بـیشعور بازيات افتاد،بي خیال شد!!! یه خورده ادم باش!!!

گاهی فقط بوی یک عطر,
شنیدن صداش!
خوندن آخرینSMSش!
یک تشابه اسم,
برای چند لحظه!
باعث میشه دقیقا احساس کنی...
که قلبت داره از تو سینت ات کنده میشه!!!

كاش ادما یكم جرات داشتن گوشي
رو بر مي داشتن و زنگ مي زدن
و
مي گفتن:
ببین دلم واست تنگ شده
واسه هیچ چیزه دیگه اي
هم زنگ نزدم..!
تمام خوبـــــی حس مالکیت اینه که
از کسی که دوسش داری بپرسی
تــــــــو مال کی هستی؟!
و اون بدون معطلی بگه:
فـــــقط مـــــال تـــــــــــو...
واسه چی خوابیدی ؟؟؟؟؟؟
عشقت داره قربون صدقه یکی دیگه میره تو راحت خوابیدی؟؟؟؟؟
نگاهش کردم.....
گفتم خداجونم این همون مخلوقیه
ک وقتی آفریدیش به خودت گفتی
آفرین...

خوابیدي تـو تختت هي قلت میخورت...
بعد گوشیتــو بـر میـداري مینویسي
"خوابم نمیبره".....
سرد میشي...یغض میکني.....
میبیني هیچکسـو نـداري که واسش اینو بفرستي.....
تنهایي سخته...خیلي...
و سخت تر از اون اینه که
خودت بخواي تنهـا باشي
تـا کسي تنهات نزاره و درد نکشي
بـعـضـیـهـا رو بـایـد از تـو رؤیـات بـکـشـی بـیـرونو
مـحـکـم بـغـلـش کـنـی،
بـعـد آروم در گـوشـش بـگـی :
آخـه تــــــــــــــــــــــو چـرا واقـعـی نـیـسـتـی لـامـصـب...!
انتقام !؟!؟
نه !!!
عزیزم اونقدر ها هم بیکار نیستم. . .
میشینم اینجا پامو میندازم رو پام
سرنوشت خودش دهنت رو سرویس می کنه . . .!!! 

.jpg)

تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره...
تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی ...
تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی...
تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال...
تویی که واس خودت آواز میخونی....
تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی...
تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی...
تویی که نمیدونی چه ریختی خودتو خالی کن...
به سلامتی تو...
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی
