می شود باران ببارد؟

همین امشب!

قول می دهم فقط

قطره های پاکش را بغل کنم!

و بی هیچ اشکی

دستهایش را بگیرم

قول می دهم

فقط بویش را حس کنم!

اصلا اگر ببارد

فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم

قول می دهم برایش شعر نگویم

فقط... می شود؟

امشب.... ؟

خدایا

دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است
 
 
 
تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه . . .


تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره...


تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی ...


تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی...


تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال...


تویی که واس خودت آواز میخونی....


تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی...


تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی...


تویی که نمیدونی چه ریختی خودتو خالی کن...


به سلامتی تو...   

 

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی

 

شاکی بشی ولی شکایت نکنی

گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن

خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری

خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری

خیلی هادلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی. . .

 
 
 
یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر...

همین که دستت رو آروم بگیره.....

یه فشار کوچیک بده.....

این یعنی من هستم تا آخرش.....

همین کافیه....!